ميرزا خانلرخان
43
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
يك سمت مجلس روبروى اهل مجلس منبرى سرپوشيده با زينتهاى فاخر نصب است . يكى از مشايخ قوم كه رتبهء كشيشى و رياست مذهبى دارد با لباسهاى زربفت و تشريفات مخصوص بر آن منبر نشسته . پيش روى او تختى گذاشتهاند . تاج و تبرزين مرصع كه ادوات و علامات سلطنت است ، روى آن تخت گذاشته شده است و اين فقره مشعر بر اين است كه سلطنت حق عموم ملت است . ربطى به شخص واحد ندارد . هركس را عامهء مردم صلاح دانند و اهل آن مجلس كه وكلاى رعيتند شايسته بدانند ، بر خود پادشاه مىكنند . و در اطراف مجلس وكلاى رعيت و وزرائى كه از سلسلهء امرا هستند نشسته در امور داخله و مصالح و مفاسد مملكت گفتگو مىكنند و اگر كسى ايرادى بر امور دولتى داشته باشد ، بيان مىكند كه مثلا فلان وزير در فلان امر كه فلان قسم اقدام كرده ، چنان به نظر مىآيد كه خطا كرده . يا آنكه معلوم نيست چه صلاح ملاحظه كرده است ، بايد صلاحديد خود را در اين مجلس اظهار كند ، تا معلوم شود كه عمل او مقرون بصرفهء ملت انگليس بوده يا نه . آن وزير اگر حاضر است با كمال ادب برخاسته دلايل صحت عمل خود را بيان مىكند و اگر حاضر نيست به او اخبار مىكنند در روز ديگر حاضر مىشود ، يا نايب و وكيلى از جانب خود معين كرده به آن مجلس مىفرستد و مدعى خود را مجاب مىكند . اگر از عهدهء جواب برنيامد و مجلس پارلمنت تصديق بر قصور يا تقصير او كردند ، همان سال معزول مىشود . اما نه بخفت و افتضاح ، بلكه همين كه كار به اينجا رسيد ، خود از خدمت استعفا مىكند . و اما طرز مكالمه اينست كه آنكس كه مطلبى ، حرفى دارد پيش از وقت ، مطالب و دلايل خود را ترتيب كرده مىنويسد و يادداشت مىكند و وقت گفتگو از جاى خود برخاسته مىايستد و رو به منبر كرده به آن رئيس مجلس خطاب مىكند و خيالات خود را مىگويد تا آخر . همين كه تمام شد آن يادداشت تقريرات خود را مىدهد مىبرند پيش روى رئيس مجلس مىگذارند . بعد آن